تبليغاتX
کلبه درویشی

کلبه درویشی

توی اسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره

چقدر سخته...

 

چقدر سخته  تو چشمهای کسی که  تموم عشقترو ازت دزدید و به جاش یه  ذخم همیشگی رو قلبت هدیه داد، زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری.

چقدر سخته  دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده.

چقدر سخته  تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته  وقتی که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری.

چقدر سخته  گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:38  توسط رضا  | 

چقدر سخته...

 

چقدر سخته  يكي رو دوست داشته باشي و اون دوستت نداشته باشه.   

چقدر سخته  يكي برات همه چيز باشه و تو براي اون فقط يه چيز.

چقدر سخته  يكي دوستت داشته باشه ولي فقط براي يه مدت كوتاه.

چقدر سخته  يكي بهت بگه دوستت دارم ولي ميدوني كه يه روزي ميره.

چقدر سخته  بدوني كه كي ميخواي از كسي كه خيلي دوسش داري جدا بشي.

چقدر سخته  تو مطمئن باشي كه با اون خوشبخت ميشي و اون ندونه.

چقدر سخته  بدوني كه كي ميخواي تنها بشي.

چقدر سخته  روزهاي خوش زندگيت با كسي باشي كه ميدوني ميخواد تنهات بذاره.

چقدر سخته  اون برات زندگي باشه و تو براى اون فقط يه دوست خيلي خوب.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:35  توسط رضا  | 

قاصدک ...

 

        قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
        از کجا وز که خبر آوردی ؟
         خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
        گرد بام و در من
         بی ثمر می گردی
        انتظار خبری نیست مرا
         نه ز یاری، نه ز یاری و دیاری

        برو آنجا که بود چشمی و گوشی باکس
         برو آنجا که تو را منتظرند
 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:33  توسط رضا  | 

 

 

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهیترین  تاریکی ها جان باخته ام. 

 دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه میخواستم نرسیدم.

 دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند هیچ چیز از این دنیا با خودم نمیبرم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه  چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی  نداشتم.

 بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

 تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام گرفت بدانید آنجا قبر من است.  

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:31  توسط رضا  | 

آدمک...

 

آدمک آخر دنیاست بخنــــد
آدمک مرگ همین جاست بخنــد

دست خطــی که تو را عـاشق کرد
شوخی کاغــذی ماست بخنــد
آدمک خر نشــوی گریه کنی !
کل دنیا ســراب است بخنــد
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخنـد
....

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:30  توسط رضا  | 

سکوت...

 

اونی که دوسش داری بهش نگو دوسش داری میره و تنهات میذاره

اگه باور نداری بهش بگو دوسش داری میره.رو دلت پا میزاره

اره میدونم عاشقشی.عاشق اون نگاهش

اره میدونم در به دری تا ببینیش باز دوباره

منم یه روز مثل تو عاشق بودم تا پای جون

عشقمو فریاد زدمو در به دری شدم نگو

رفتشو تنهام بزاره روی دلم پا بزاره

قلب منو سوزوندو رفت.رفتو با دیگری نشت 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:29  توسط رضا  | 

 

مي رسد روزي که فرياد وفا را سر کني

مي رسد روزي که احساس مرا باور کني

مي رسد روزي که پشیمان باشی از رفتار خود

 خاطرات رفته ام را مو به مو از برکني

مي رسد روزي که تنها مانده از من يادگار

 نامه هاي کهنه اي را که به اشکت تر کني

مي رسد روزي که صبرت سر شود در پاي من

 آن زمان احساس امروز مرا باور کني

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:23  توسط رضا  | 

لحظه ها را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم 

  غافل از اينكه خوشبختي همان

   لحظه هایی بود که گذراندیم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:7  توسط رضا  | 

   زندگی دیواریست تا فراسوی ابد

    سهم ما خشت و گل از دیوار است

  میزنند ثانیه ها چنگ بر آن

   دیر بجنبیم سرمان آوار است 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:5  توسط رضا  | 

         فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه 

                            د وستشانداري،ايجاد كنيم اما سال ها         

                         طول مي ك شد تا آن زخم ها را التيام بخشیم 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:3  توسط رضا  |